دریا سرش به هیچ سری سازگار نیست

ژکفر را دریایی باید سپاس گفت

نوشتهء حکیم علی پور

پس از چاشت یکی از روزهای تابستان بود. گرمی هوا آهسته آهسته کم می شد و مانند همیشه چهار باغ روضه پذیرای کسانی بود که با دوستان شان می آمدند و در گوشه و کنار، لم داده با هم صحبت می کردند. بچه های چای فروش و ترموزهای پر از چای، دست های شان با شور و شوق تمام چای تعارف می کردند. گاه دستهء از کبوتران سفید بالای سرِ آدم سایه می انداختند و خاطرات ابرهای ابریشمین سر آغاز سال را تازه می کردند.

هوای خوبی بود. بوی گل های صدبرگ و گلاب همراه با نسيم ملایمی از فراز گلدسته های روضه عبور کرده و مشام آدم را نوازش می داد. آن روز جمعی از بچه های بلخ که تازه در هوای شعر پر و بال می زدند، گرد هم جمع شده بودند و با دل های لبریز از عشق سخن از «زلف یار» می زدند. سرنوشت آن روز پای این کبوتران عاشق را به حلقه های پیچ اندر پیچ زلف یار می بست.

چندی از آن روز گذشت و زلف یار آهسته آهسته سامان گرفت. بچه ها نیز کم کم با زلف یار عادت می کردند، گاه این جا، گاه آن جا و گاهی هم در همان چهار باغ روضه عاشقانه های خویش را به سرایش می نشستند. تا این که «پرویز پیمان» پیمان بست تا اتاقش را در اختیار «زلف یار» قرار دهد. مدتی اتاق پیمان، کلبهء زلف یار بود ولی در آن جا زیاد باقی نماندیم و باز هم بچه ها بی آشیانه شدند. بعداً «سروش کاظمی» لطف کرد و سالن کنفرانس دفترش را برای جلسات شعر خوانی در اختیار بچه ها قرار داد. ولی ما همچنان بی خانمان بودیم و شبیه پرنـده های بی آشـیانه این سو و آن سو پر می زدیم.

در همان روزهای سرگردانی بود که یک بار دیگر دستان گرم و پر از لطف «ژکفرحسینی» به سوی بچه ها دراز شد و این کبوتران عاشق را صاحب کلبه و آشیانه ساخت.

ژکفر در آن لحظات همانند بارانی بر سبزه زار دل های بچه ها بارید و طراوت را ارمغان آورد.

ژکفر بر علاوه آماده ساختن کلبه برای بچه ها، طراحی صفحات ترنم و مصارف چاپ آن را به دوش گرفت، که تا هنوز هم زلف اين لطف دراز است.

او بـا ابـتکار در چـاپ کـتاب «خـوشـه» (نمونهء شعرجوان بلخ) شور دیگری را در دل ها برانگیخت که به استقبال خوبی از جانب تمام فرهنگیان کشور مواجه شد. و اکـنون هم در تدارک «خوشهء 2»است که به زودی به چاپ خواهد رسید و دل ها را غزل باران خواهد کرد.

همچنان دو مجـموعهء شعر، «نوشته ام که خط بزنی» از ابراهیم امینی و «آه، دیـوانه زود می میرد!» از حسن آذرمهر، در بهار امسال از سوی زلف یار چاپ و نشر گردید که هزینهء چاپ مجموعهء «آه، دیوانه زود می میرد!» را ژکفر با مهربانی اش لطف کرد. ژکفر همچنان کتابهای خوبی را در زمینه های مختلف، به «زلف یار» با دنیایی از عشق تا به حال اهدا کرده است.

آری! ژکفر، ظاهرش آیینه ایست که روایت گر بیشه های همیشه سبز و عشق آگین باطنش است. با او چه خوب می شود از عشق سخن گفت، او که زبان دریا و آب و علف را خوب می داند و همیشه دریایی زیست دارد. گاه هماننـد دریا عمـیق و آرام از روی ثانیه ها می گذرد و گاهی مانند موج های مست، تن را به سخره ها می ساید و سرش به هیچ سری سازگار نیست.

آری! با او با زبان دریا تکلم باید کرد، او را دریایی سپاس باید گفت و دستان گرمش را برای مهربانی هایش باید فشرد.

کوچه باغ دلش همیشه سبز و آسمان خاطرش همیشه آبی باد!

«امشب ولی هوای جنون موج می زند        دریا سرش به هیچ سری سازگار نیست»

پیروزی بچه های "زلف یار" در "جشنوارهء گل سوری"

ابراهیم امینی برندهء جایزهء اول

جشنوارهء 'گل سوری'، ویژه شعر فارسی، با شرکت شاعرانی از سه کشور افغانستان، ایران و تاجیکستان، روز سه شنبه 6 سنبله ۱۳۸۷ در شهر کابل برگزار شد.

به گفتهء برگزارکننده گان جشنواره، نمایش توانایی های فرهنگی سه کشور همزبان و یاری رساندن به غناهای فرهنگی میان این سه کشور از اهداف اصلی جشنوارهء گل سوری است.

جشنوارهء گل سوری که از سوی "بنیاد اندیشه" راه اندازی شده بود شکل رقابتی داشت و برای دوازده تن از شاعران برتر جوایز ویژه نیز تعلق گرفت.

این نخستین باری بود که شاعران فارسی سرا از سه کشور افغانستان، ایران و تاجیکستان در شهر کابل گردهم می آمدند و با گویش ها و لهجه های خاص خود به یک زبان واحد شعر می خوانند.

لطیف ناظمی، شاعر و منتقد ادبی کشور که از آلمان برای حضور در جشنواره گل سوری دعوت شده بود، توانایی های شاعران نسل جوان کشور را مورد ستایش قرار داد.

آقای ناظمی گفت: "در همین چند لحظه اندکی که در اختیار شما بودم و شعرهای نسل جوان کشور خود را شنیدم، مطمین شدم که ادبیات و شعر ما به بن بست نرسیده است بلکه این بهاری است که تازه گل کرده است."

آقای ناظمی همچنین گفت که جشنوارهء گل سوری نشان داد که جدا کردن زبان مشترک میان این سه کشور به نام های فارسی، دری و تاجکی، منشا علمی و تاریخی ندارد و این سه کشور به یک زبان و فرهنگ مشترک تعلق دارند.

او افزود: "سخن گفتن از این امر که میان کشورهای افغانستان، ایران و تاجیکستان یک پیوند تاریخی وجود دارد و سخن از این که دری و فارسی و تاجکی زبان های جداگانه ای نیستند بلکه گویش های جدگانه یی هستند، یک سخن بسیار بدیهی است و اگر بخواهیم برای این امر دلیل بیاوریم، مثنوی هفتاد من دفتر می شود."

جشنوارهء گل سوری به شکل رقابتی میان شاعران کشور برگزار شد و هیات داوران از میان پنجصد شعر رسیده به جشن واره نزدیک به صد شعر را وارد مرحله رقابتی تشخیص دادند که از آن میان سه تن از شاعران، ابراهیم امینی مقام اول، وهاب مجیر مقام دوم و حکیم علی پور مقام سوم جشنواره را توانستند از آن خود کنند و ۹ شاعر دیگر نیز به عنوان شاعران برتر جشنواره شناخته شوند.

روح الامین امینی، از برگزار کنندگان جشنوارهء گل سوری می گوید که هیات داوران از سه کشور افغانستان، ایران و تاجیکستان مسئولیت گزینش شعرها را بر عهده داشتند.

 

جشنوارهء گل سوری با اهدای جوایزی به برندگان به پایان رسید و برگزار کنندگان اظهار امیدواری کردند که در سال های آینده نیز بتوانند جشنواره های مشابه ای را در کابل برگزار کنند.